امیر معزی | غزلیات | شماره ۵۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نگارا تو دلبند و زیبا نگاری پسندیده ترکی و شایسته یاری نبودست حور و پری آشکارا تو این هردویی پس چرا آشکاری ز عشق تو بحر محیط است چشمم تو در بحر چون لؤلؤ شاهواری به شب دیده بر ماه و پروین گمارم چو تو لشکر هجر بر من گماری دو جان و دو دل داری و چون دل و جان منم بیدل و جان که تو هر دو داری