امیر معزی | رباعیات | شماره ۱۷۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یار از غم من خبر ندارد گویی یا خواب به من گذر ندارد گویی تاریکترست هر زمانی شب من یارب شب من سحر ندارد گویی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یار از غم من خبر ندارد گویی یا خواب به من گذر ندارد گویی تاریکترست هر زمانی شب من یارب شب من سحر ندارد گویی