امیر معزی | رباعیات | شماره ۱۳۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بگرفت شها قضای بد دامن من تا لشکر غم نشست پیرامن من گر خست به تیر تو دل روشن من بخت تو نگاه داشت جان در تن من
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بگرفت شها قضای بد دامن من تا لشکر غم نشست پیرامن من گر خست به تیر تو دل روشن من بخت تو نگاه داشت جان در تن من