فرهنگ لغت

امیدوار شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیدوار شدن . [ اُمیدْ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) چشم داشتن . سر توقع خاریدن . چشم بدست کسی بودن . کیسه بر کسی دوختن . توقع. رجا. (مجموعه مترادفات ).

معنی امیدوار شدن | فرهنگ لغت