فرهنگ لغت

امیدمند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیدمند. [ اُ می م َ ] (ص مرکب ) آرزومند. امیدوار: داعی مال بگیل و دیلم داد و بوعده های بسیار امیدمند گردانید قومی انبوه بر او جمع شدند. (تاریخ طبرستان ).

معنی امیدمند | فرهنگ لغت