فرهنگ لغت

امکانات

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

دستمایه، داشته‌ها، توانایی‌ها داشته‌ها، توانایی‌ها، آساینده‌ها، افزارها، افزارگان، ابزارها، ابزارگان

معنی امکانات | فرهنگ لغت