امکان داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امکان داشتن . [ اِ ت َ ] (مص مرکب ) ممکن بودن : خاموشی بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امکان . سعدی . ز من صبر بی او توقع مدار که با او هم امکان ندارد قرار. (بوستان ).
واژگان فارسی سره واژهدان
گمان رفتن، شدن، شایستن