امپریالیسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ پِ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- طرفداری از حکومت امپراطوری.<BR>۲- سیاستی که بنایش بر تسلط یک کشور بر کشورهای دیگر باشد.<BR>۳- نظام سرمایه داری پیشرفته مبتنی بر نفوذ و سلطة کشوری بر کشورهای دیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ پِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- طرفداری از حکومت امپراطوری. ۲- سیاستی که بنایش بر تسلط یک کشور بر کشورهای دیگر باشد. ۳- نظام سرمایه داری پیشرفته مبتنی بر نفوذ و سلطه کشوری بر کشورهای دیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امپریالیسم .[ اَ پ ِ ] (فرانسوی، اِ) طرفداری از حکومت امپراتوری . ◄ سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است . (فرهنگ فارسی معین ). رژیمی که بر اثر از میان رفتن خرده سرمایه داری داخلی و پدید آمدن تراستها و کارتلها دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای بدست آوردن مستعمره و بازار به دیگران تجاوز کند.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی