امقیدورس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امقیدورس . [ ] (اِخ ) سریانی می دانسته واز مفسران کتابهای ارسطو بوده است . رجوع به الفهرست ابن الندیم ص ٣٥١ و ٣٥٥ و تاریخ الحکماء قفطی شود.
امقیدورس . [ اُ ] (اِخ ) الَ .... الاصغر فیلسوف نوافلاطونی قرن پنجم و ششم که بخصوص در آثار افلاطون سعی داشت . شرح او بر سوفسطس افلاطون بعربی درآمد. وی کتاب القیبیادس و غورجیاس و فاذن و فلبس افلاطون را شرح کرده است و نیز تفسیری بر کتاب الاَّثار العلویه ارسطو نوشته است که اکنون در دست است . از شروح وی بر آثار ارسطو تفسیر الاَّثار العلویةو تفسیر الکون و الفساد و کتاب النفس بعربی درآمد. ابن الندیم به نقل از یحیی بن عدی نوشته است که شرح کتاب اخیر، بسریانی دیده شده . وی غیر از الامقیدورس الاسکندرانی فیلسوف مشایی قرن پنجم میلادی است که معلم برقلس بود و شرح بدو منسوب نیست . (از تاریخ علوم عقلی تألیف دکتر صفا ص ١٠٢). و رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص ٤٠ و ٤١ و الفهرست ابن الندیم ص ٣٥١ و ٣٥٥ شود.
امقیدورس . [ اُ ] (اِخ ) اسکندرانی . رجوع به الامقیدورس الاصغر شود.