فرهنگ لغت

امشار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امشار. [ اِ ] (ع مص ) برگ و شاخ برآوردن درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گسترده شدن . (ناظم الاطباء). گسترده شدن در دویدن . (منتهی الارب ). انبساط در دو و تک . (از اقرب الموارد). ◄ برآماسیدن . ◄ گیاه رویانیدن زمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی امشار | فرهنگ لغت