امدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امدان . [ اِ م ِدْ دا ] (ع اِ) آب که بر روی زمین باشد. (از معجم البلدان ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ آب نمک یا آب شور. (از اقرب الموارد). آب سخت شور. (مؤید الفضلا) (آنندراج ). از زیدالخیل است : فاصبحن قداقهین عنی کما اَبت حیاض الامدان الظماء القوامح . (از معجم البلدان ).
امدان . [ اِم ْ م ِ ] (اِخ ) نام محلی است . (از معجم البلدان ) (از مراصد الاطلاع ).