امحاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امحاق . [ اِ ] (ع مص ) ربودن برکت چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). برکت ببردن . (تاج المصادر بیهقی ). کاستن . ◄ نیست شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ داخل شدن ماه در محاق . (از اقرب الموارد).
امحاق . [ اِم ْ م ِ ] (ع مص ) از گرمی سوخته شدن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ پاک شدن . (ناظم الاطباء). از بین رفتن . (از اقرب الموارد). ◄ کاهیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).