امتداد داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امتداد داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) کشیده شدن . ممتد شدن . استمرار داشتن . ممتد بودن .
فرهنگ طیفی واژهدان
کشیده شدن، بسط داشتن، آمدن، تا جایی آمدن عینیت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امتداد داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) کشیده شدن . ممتد شدن . استمرار داشتن . ممتد بودن .
فرهنگ طیفی واژهدان
کشیده شدن، بسط داشتن، آمدن، تا جایی آمدن عینیت دادن