امامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امامة. [ اِ م َ ] (ع مص، اِمص ) امامی کردن . (مصادر زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ). پیش روی، گویند: هذا اَیَم ﱡ منه امامة و هذا اَوَم ﱡ منه امامة؛ این بهتر است از آن برای امامت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). پیشوایی کردن . (آنندراج ). ریاست عامه . (از اقرب الموارد). رجوع به امامت شود. ◄ پیشنمازی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیشنمازی کردن . (آنندراج ). رجوع به امامت شود. ◄ ریاست دینی .امام بودن . مقام امام . رجوع به امام و امامت شود.
امامة. [ اُ م َ ] (ع اِ) اسم برای سیصد شتر. (از متن اللغة).
امامة. [ اُ م َ ] (اِخ ) (ربذیه ) از زنان شاعر عرب و معاصر پیغمبر اکرم (ص ) بوده است . صاحب الاصابة از زیادات سیرة ابن هشام دو بیت زیر را از او نقل کرده که در قضیه ٔ قتل ابوعفک سروده بوده است . و ابوعفک (مذکور در شعر) منافقی بود که پس از اظهار نفاق بدست سالم بن عمیر کشته شد: تکذب دین اﷲ و المرء احمدی لعمر الذی امناک اذ لیس ماتمنی جأک حنیف آخرالدهر طعنة اباعفک خذهاعلی کبر السن . (از الاصابة فی تمییز الصحابة ج ٨ ص ١٥). و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١٠٣٢ شود.