اماره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اماره . [ اِ رَ / رِ ] (اِ) شماره و حساب . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ سروری ). اَمار.اوار. آماره . اواره . (شرفنامه ٔ منیری ) : اگر خواهی سپاهش را شماره برون باید شد از حد اماره . لبیبی . ◄ دفتر محاسبه . (فرهنگ شعوری ).