الیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الیس . [ اَل ْ ی َ ] (ع ص ) دلیر. ج، لیس . (منتهی الارب ).دلیری که از چیزی نهراسد و چیزی او را مانع نباشد. (از اقرب الموارد). ◄ شتر که هرچند بار کنند بردارد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مرد پیوسته خانه نشین . (منتهی الارب ). آنکه پیوسته در خانه ماند. (از اقرب الموارد). ◄ مرد نیکخوی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، لیس . ◄ مرد زن جلب بی غیرت و آنکه بر وی فسوس کنند. (منتهی الارب ). دیوثی که بی غیرت است و او را مسخره کنند. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ (اِ)شیر بیشه . (منتهی الارب ). اسد. (از اقرب الموارد).
الیس . [ اِ ] (اِخ ) رجوع به «ژیلبر و الیس » شود.