الکسیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الکسیس . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) شاعر یونان قدیم . در توریوم بدنیا آمد و در سال ٣٦٠ ق . م . در آتن بتدریس اشتغال ورزید. از ٢٤٥ فکاهی که بنظم آورد تنها چند فقره بدست رسیده است . (از قاموس الاعلام ترکی ج ١ ص ٣٣٢).
الکسیس . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) الکسیس چهارم، امپراطور بیزانس (١٢٠٣ - ١٢٠٤ م .). پسر اسحاق دوم . وی بکمک صلیبیان بسلطنت رسید (١٢٠٣ م .) و پدرش را از زندان رهانید و سرانجام پس از شش ماه حکومت بوسیله ٔ الکسیس دوکاس مورزوفل گرفتار و کشته شد (١٢٠٤ م .). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ١ ص ٣٣٢ شود.
الکسیس . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) پیشوای مذهبی رومی است . در ٣٥٠ م . بدنیا آمد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ١ ص ٣٣٢).