فرهنگ لغت

الکترولیت

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی که به وسیله جریان برق تجزیه شود، مانند محلول نمک طعام که در اثر جریان الکتریسته به کلرو سدیم تجزیه می‌گردد، برق کاف (فره).

معنی الکترولیت | فرهنگ لغت