الچخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ چَ) (اِ.) طمع، امید، چشمداشت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ چَ) (اِ.) طمع، امید، چشمداشت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الچخت . [ اَ / اِ / اُچ َ ] (اِ) طمع. (فرهنگ اسدی نخجوانی ) (فرهنگ اوبهی ). طمع، و بکسر نیز گفته اند. (از شرفنامه ٔ منیری ). امید. (فرهنگ اسدی چ پاول هورن ). طمع و امید. (فرهنگ جهانگیری ). طمع و حاجت و امید و چشمداشت . (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا). شعوری در فرهنگ خود (ج ١ ورق ٣٣٠ الف ) به همین معنی چخت (بی الف و لام ) آورده است . انتظار : جز این بودم امید جزین داشتم الچخت ندانستم کز دور گواژه زندم بخت . کسائی (از فرهنگ اسدی ). به الچخت خود را میفکن بدام میان دلیران شوی نیکنام . فردوسی (از آنندراج و انجمن آرا). یگانه شیخ ابواسحاق شاهی که انس و جن بدو دارند الچخت . شمس فخری (از جهانگیری ).