الوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الوند. [ اَل ْ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند، در ١٧ هزارگزی باختر شوسف . در دره واقع و معتدل است . سکنه ٔ آن ٢١١ تن شیعه ٔ فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و شغل مردم زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
الوند. [ اَل ْ وَ ] (اِخ ) رودی در غرب ایران . (تاریخ کرد ص ٧٥). رودی است که از قصر شیرین میگذرد و سابقاً اروند میگفتند. رجوع به اروند شود.
الوند. [ اَل ْ وَ ] (اِخ ) یازدهمین از امرای آق قویونلو و پسر یوسف بود. وی از سال ٩٠٥ تا ٩٠٦ هَ. ق . حکومت کرد. (از معجم الانساب زامباور ج ٢ ص ٣٨٤). و رجوع به آق قویونلو و الوندبیگ و الوندمیرزا شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه