الوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) (اِ.)<BR>۱- تیرهای بزرگ چوبی که در ساختن سقف خانه به کار میرفت.<BR>۲- چوبهای چهارتراش دراز و ضخیم.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) (اِ.) ۱- تیرهای بزرگ چوبی که در ساختن سقف خانه به کار میرفت. ۲- چوبهای چهارتراش دراز و ضخیم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الوار. [ اَل ْ ] (اِ) تخته ٔ چوبی مسطح و صاف و دراز و ستبر. (ناظم الاطباء). تخته ٔ ضخیم بلند. تخته ٔ قطور و دراز. چوبهای بریده با ضخامت و ستبر. تخته های بلند و قطور بعرض یک وجب تا یک وجب و نیم و کمتر یا بیشتر. ◄ در تداول مردم اراک، گوشت آویزان زیر گلوی گاو.
الوار. [ اَل ْ ] (ع ص، اِ) جمع عربی لفظ لُرکه ایلی است در ایران . (فرهنگ نظام ). در متن اللغة آمده : لور جنسی از اکراد است - انتهی . بنظر میرسد که لر در عربی بصورت لور درآمده و برطبق قاعده ٔ عربی به الوار جمع بسته شده است و فارسی زبانان آن را بصورت عربی بکار برده اند. رجوع به سبک شناسی ج ١ ص ٣٨٣ شود.
الوار. [ اَل ْ ] (اِخ ) نام محلی درکنار راه اصفهان به خوانسار میان علی آباد و عسکران در ٨٢٨٠٠گزی اصفهان . (یادداشت مؤلف ). در فرهنگ جغرافیایی ایران «اَلوَر» آمده است . رجوع به الور شود.