الواث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الواث . [ اِل ْ ] (ع مص ) گیاه تر در گیاه خشک رویانیدن زمین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ نگاه داشتن خواستن چیزی را از کسی . (منتهی الارب ).سپردن کسی مال خود را بدیگری . (از اقرب الموارد).
الواث . [ اَل ْ ] (ع اِ) آلودگیها. (غیاث اللغات ). صاحب غیاث اللغات ظاهراً آنرا جمع «لوث » دانسته ولی در فرهنگهای معتبر بدان تصریح نشده است .