الند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الند. [ اَ ل َ ] (اِخ ) نام قدیمی مجمعالجزایر فنلاند در بالتیک . سکنه ٔ آن ٣٠٠٠٠ تن است . و امروزه اهونانمو گویند.
الند. [ اَ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفتگانه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان خوی است . این دهستان در قسمت شمال باختری بخش واقع شده واز طرف شمال محدود است به دهستان چالدران، از جنوب به قطور، از خاور به سکمن آباد و فرورق، و از باختر به مرز ایران و ترکیه . این دهستان کوهستانی و هوای آن سردسیر است . مردم آن دارای مذهب تشیع و تسنن و زبانشان کردی است . رودخانه ای که در این منطقه جریان داردعبارت است از رود الند که از کوههای مرزی ایران و ترکیه سرچشمه گرفته پس از مشروب کردن این دهستان داخل دهستان فرورق میشود. الند محلی ییلاقی است و چشمه سارهای گوارا و شیرین دارد. شغل عمده ٔ مردم نگاهداری اغنام و احشام است و کمی به زراعت میپردازند. محصول مهم آن پشم، لبنیات و اندکی غلات است . این دهستان از سی وسه آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمع سکنه ٔ آن در حدود ٣٢٣٠ تن و قرای مهم آن، الند، بله سور بزرگ و ملحملی است . در فصل تابستان محل ییلاق ایلات میباشد و راههای آن عموماً پیاده رو و صعب العبور و فقط یک راه ارابه رو از دره ٔ الند به خوی دارد. مرکز این دهستان قریه ٔ الند و خود آن هم بنام مرکزی «الند» معروف است . دبستانی نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
الند. [ اَ ل َ ] (اِخ ) از دیههای کلارستاق . رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ص ١٠٨ و ترجمه ٔ همان کتاب ص ١٤٦ شود.