النجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
النجه . [ اَ ل َ ج َ ] (اِخ ) رجوع به النجق و النجک و تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ج ٢ ص ١٥٧ و اخبارالدولة السلجوقیة ص ١٩٧ شود.
النجه . [ اَ ل َ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان در ١٧ هزارگزی جنوب باختری قصبه ٔ اسدآباد و ٢ هزارگزی باختر راه فرعی اسدآباد به آجین . در دامنه واقع و سردسیر است . سکنه ٔ آن ١٧٠ تن شیعه هستند و به کردی و فارسی و ترکی سخن میگویند. آب آن از چشمه تأمین میشودو محصول آن غلات، و حبوبات، لبنیات و قیسی و شغل مردم زراعت و گله داری، و صنایع دستی زنان قالیبافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).