المتو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
المتو. [ اَ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بساکوه بخش کلات شهرستان درگز در ٩٧ هزارگزی جنوب خاوری کلات . دره و سردسیر است . سکنه ٔ آن ٢٠٠ تن شیعه ٔ فارسی زبانند. آب آن از چشمه است و محصول آن غلات، و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
المتو. [ اُ م ِ ت ُ ] (اِخ ) حاکم نشین ناحیه ٔ کرس واقع در سارتن . سکنه ٔ آن ١٣٠٠ تن است .