الماک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الماک . [ اَ ] (ترکی، مص ) رشیدی گوید: الماک، قی باشد و این لغت در نسخه ٔ سروری از شرفنامه نقل شده، و در «فرهنگ » اکماک بکاف آمده است . (از فرهنگ رشیدی ). امروزه در تداول مردم تبریز اکماق یا اوماق گویند بمعنی دل آشوبی و تهوع، و بیشک مصدر ترکی است که با «ماک » یا «مک » و یا ماق ختم میشود.