الماس دندان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الماس دندان . [ اَ دَ ] (ص مرکب ) آنکه دندانش چون الماس درخشان و سفید باشد : چو من زنگی آنگه که خندان بود سیه شیری الماس دندان بود. نظامی . ♦ الماس دندان شدن ؛ کنایه از کمال الحاح و فروتنی کردن . (غیاث اللغات ).