الماس خالدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الماس خالدار. [ اَ س ِ ] (ترکیب وصفی ) الماسی که داغ سیاه یا سرخ داشته باشد و پسین را بسیار بدیمن شمارند. (بهار عجم ) (آنندراج ) : نقش داغ عیب باشد لوحهای ساده را قیمتش نازل شود الماس چون شد خالدار. صائب (از بهار عجم ).