الفت عظیم آبادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفت عظیم آبادی . [اُ ف َ ت ِ ع َ ] (اِخ ) لاله اوجا گرچند، قوم کایتهه ماتهر، معاصر میرمحمد علیم تحقیق سمرقندی . از شاعران هند بود و بخدمت میرمحمدعلیم میرسید. نخست به غریب تخلص کرد و بعد متخلص به الفت شد، این دو بیت ازوست : درآمد شام غم در سینه حسرت نام مهمانی زداغ دل کشیدم بی تکلف پیش او خوانی . گشت گل جام شراب و شد دل بلبل کباب کیست یارب در چمن امروزمهمان بهار؟ رجوع به صبح گلشن ص ٣٣ و الذریعه ج ٩ قسمت اول ص ٩٠ و فرهنگ سخنوران وتذکره ٔ روز روشن ص ٦٨ شود.