الغار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الغار. [ اَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند که در ٣٠ هزارگزی شمال خاوری بیرجند واقع است . دامنه و معتدل است و سکنه ٔ آن ٣٤٢ تن شیعه ٔ فارسی زبانند، آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. مزرعه ٔ فیض آباد، خوش آبی و کلاته ٔ حسین گرگ جزء همین ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
الغار. [اِ / اَ ] (ترکی، اِ) تاخت . (شرفنامه ٔ منیری ). غارت و چپاول . و در جغتایی ایلغامق گویند. (از فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٠٦ الف و ورق ١٣٦ ب ). رجوع به ایلغار شود. ◄ سیر و رفتار سریع. (ناظم الاطباء).