الظاظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الظاظ. [ اِ ] (ع مص ) ملازم گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). ملازم گرفتن و ملازم شدن . (مؤید الفضلاء). لازم بودن چیزی را. (منتهی الارب ). مداومت کردن . لازم گرفتن و جدا نشدن از چیزی . ترک نکردن چیزی، و منه : الظوا بیاذاالجلال و الاکرام ؛ یعنی لازم گیرید ذکریا ذاالجلال والاکرام را. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ مقیم بودن بجایی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ دایم شدن باران . (تاج المصادر بیهقی ). پیوسته باریدن باران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ستیهیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ستیزه کردن . الحاح . (از اقرب الموارد). مداومت کردن بر چیزی .