الصاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) چسبانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) چسبانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الصاق . [ اِ ] (ع مص ) به چیزی چسبیدن و چسبانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). چسبانیدن . (منتهی الارب ). بچیزی وادوسانیدن . (مصادر زوزنی ). بچیزی بادسانیدن . (تاج المصادر بیهقی ).دوسانیدن . چفسانیدن . اِلزاق . اِلساق : الصاق تمبر. ◄ پی کردن شتر. عقر. (از اقرب الموارد).
واژگان فارسی سره واژهدان
چسبانیدن، چسباندن