الص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الص . [ اَ ل َص ص ] (ع ص ) ناگشاده دندان . (مصادر زوزنی )(مهذب الاسماء). ناگشاده دندان و آنکه هر دو دوش وی نزدیک باشد بگوش . (تاج المصادر بیهقی ). مرد دندان و سردوشها بهم نزدیک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دوشها بهم آمده، چنانکه نزدیک باشد که بگوش رسد. (مهذب الاسماء). آنکه دوشهای او بهم آید چنانکه نزدیک باشد که بگوش وی رسد. و نیز کسی که دندانهای او بهم نزدیک باشند، ج، لُص ّ و تأنیث آن لَصّا. (از اقرب الموارد). ♦ اَلَص ﱡ الاِلیَتَیْن ؛ زنگی (حبشی ) را گویند بجهت چسبیدگی سرین او. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (ن تف ) دزدتر. ♦ امثال : الص من برجان . الص من شظاظ . الص من عقعق . الص من فارة . الص و اخبث من کندش .