الش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الش . [ اُ ل ُ ] (ترکی، اِ) طعامی که از پیش امرا به نوکران دهند. و این لفظ ترکی است گاهی مطابق رسم خط ترکی الوش بزیادت واو نویسند لیکن به واو خواندن خطاست . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). ◄ لغت ترکی است بمعنی بخش . (شرفنامه ٔ منیری ). حصه و نصیب . (فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٤٦ ب ). در فرهنگ مذکور شعوری هم بعنوان شاهد آمده است .
الش . [ اَ ل َ ] (اِ) درختی است با پوست صاف، و چوب آن بسیار محکم و شاخه های آن قابل خم شدن است . چوب آنرا در ایران معمولاً چوب جنگلی مینامند. (از گیاه شناسی گل گلاب ص ٢٧٧). رجوع به آلش شود.
الش . [ اِ ] (اِخ ) تلفظ عربی الچه شهری در اسپانیا. رجوع به الچه شود.