الزام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا( اِ ) [ ع. ] (مص م.)۱ - وادار کردن، به عهدة کسی قرار دادن.۲ - لازم گردانیدن، واجب کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاجبار، گردنگیر، ناچار، ناگزیر، وادارواژه قبلی: الردواژه بعدی: الزامی