الزامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) اجباری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) اجباری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الزامی . [ اِ ] (ص نسبی ) واجب و لازم . تعهدآور. الزام آور. رجوع به اِلزام شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) اجباری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) اجباری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الزامی . [ اِ ] (ص نسبی ) واجب و لازم . تعهدآور. الزام آور. رجوع به اِلزام شود.