اقمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقمار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قمر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ِ قمر، به معنی ماه ازشب سوم تا آخر ماه . (آنندراج ). ◄ ج ِ قمیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قمیر شود.
اقمار. [ اِ ] (ع مص ) بدیر کشیدن رسیدگی خرما و میوه چندانکه سرما درآید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ تباه گردیدن شیرینی و حلاوت میوه قبل از آنکه برسد. ◄ اقمار ابل ؛ در گیاه بسیار افتادن شتران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ روشن شدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ در مهتاب گشتن . (آنندراج ). بماهتاب درشدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ چشم داشتن طلوع ماه و درآمدن آنرا. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چشم داشتن طلوع ماه را. (آنندراج ). انتظار کشیدن طلوع ماه و درآمدن آنرا. (اقرب الموارد). ◄ سیراب شدن شتران . (اقرب الموارد): اقمرت الابل ؛ رویت من الماء. (اقرب الموارد). ◄ اقمرت الابل ؛ تأخر عشاؤها او طال فی القمر. (اقرب الموارد).