اقلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- کاستن.<BR>۲- (مص ل.) بی چیز شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- کاستن. ۲- (مص ل.) بی چیز شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقلال . [ اِ] (ع مص ) کم کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اندک کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ اندک یافتن چیزی را. ◄ اندک آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بلند کردن و برداشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن ). ◄ برداشتن توانستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بی چیز و درویش شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان القرآن ). ◄ فسره و لرزه گرفتن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ کمی دولت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درویشی . (غیاث اللغات ). ◄ گویند: اَقل َّ رجل ٌ یقول ذلک الا زید؛ یعنی سوای زید کسی چنین گفتن نتواند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).