اقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ قَ لّ) [ ع. ] (ص تف.) کمتر، اندک تر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ قَ لّ) [ ع. ] (ص تف.) کمتر، اندک تر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقل . [ اَ ق َل ل ] (ع ن تف ) کمتر و اندک تر. (ناظم الاطباء) (آنندراج )(غیاث اللغات ). بسیار کم . کوچکتر. (ناظم الاطباء). ♦ اقل الحاج ؛ کمترین حاجی . ♦ اقل العباد ؛ کمترین بندگان . (ناظم الاطباء). (برای فروتنی بکار رود). ♦ رجل اقل ؛ مرد درویش که از او اندکی از غنا باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ♦ عبد اقل ؛ غلام کم قیمت تر.(آنندراج ) (غیاث اللغات ).
مترادف و متضاد واژهدان
اندک، کم، کمتر، کمینه، ناچیز (متضاد: اکثر)
واژگان فارسی سره واژهدان
کمتر، اندک