اقفال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.)قفل کردن.<BR>۲- (مص ل.) حرکت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.)قفل کردن. ۲- (مص ل.) حرکت کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقفال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قُفل . (منتهی الارب ). ج ِ قفل، درفش و نشان و کلیدانه . (ترجمان علامه ٔ جرجانی، ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ).
اقفال . [ اِ ] (ع مص ) گماشتن بر کسی نگاه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ فراهم آوردن کسی را بر کاری . ◄ قافله گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ قفل کردن در را. ◄ خشک کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بازداشتن لشکر را از رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).