اقفاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقفاف . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قُف ّ، ابر سیاه شبیه کوه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ ج ِ قَف ّ. ◄ ج ِ قِفَّة. (منتهی الارب ). رجوع به قف و قفه شود.
اقفاف . [ اِ ] (ع مص )منقطع شدن خایه ٔ ماکیان و گرد کردن وی آنرا در شکم .(تاج المصادر بیهقی ). بازایستادن ماکیان از بیضه و یا جمع شدن بیضه در شکم آن . ◄ رفتن اشک از چشم و بلند برآمدن سیاهه ٔ چشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ خشک یافتن چارپایان چراگاهها را. (از اقرب الموارد).