اقعاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- نشاندن، نشانیدن.<BR>۲- خدمت کردن کسی را.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- نشاندن، نشانیدن. ۲- خدمت کردن کسی را.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقعاد. [ اَ ] (ع اِ) بیماریی است که در ران شتر عارض گردد و وامانده گرداند او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اقعاد. [ اِ] (ع مص ) خدمت کردن کسی را. ◄ کفایت کردن کسب کسی را. ◄ نشانیدن . ◄ لنگ شدن . ◄ بر جای مانده گردانیدن . ◄ کندن چاه را بقدر قعده . و نشستن جای یا تا آب نارسانیده گذاشتن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گذاشتن حفر چاه را پیش از رسیدن به آب .