اقطاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقطاف . [ اِ ] (ع مص ) خداوند ستور قطوف گردیدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ بوقت درو رسیدن انگور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نزدیک شدن میوه بچیدن . ◄ اقطاف دابه ؛ رفتن همچون رفتن آن چارپا و پیروی کردن از آن . (اقرب الموارد).