اقضی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقضی . [ اَ ضا ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از قضا. قاضی تر و اعلم باحکام قضاوت . ♦ اقضی القضاة [ اقضی القضات ] ؛ قاضی تراز قاضیان، یعنی آن قاضی که در مرتبه ٔ قضا بالاتر ازقاضیان باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). این مقام مقامی پست تر از مقام قاضی القضاة بوده است . (تجارب السلف ص ٣٢٩) : اقضی القضاة حجةالاسلام زین دین کاثار مجد او چو ابد باد مستدام . خاقانی . ای بسا کوردل که از تعلیم گشت اقضی القضاة هفت اقلیم . نظامی . و رجوع به قاضی القضاة در همین لغت نامه شود. ◄ حکم کننده تر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). باحکم تر. بافرمان تر. (ناظم الاطباء). ◄ کاربرتر. (یادداشت مؤلف ): اقضی من الدرهم .