اقساط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ قسط ؛ بهرهها، بخشها.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.) داد دادن، عدل کردن. ۲- راست بخشیدن.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ قسط ؛ بهرهها، بخشها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقساط. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قِسط. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قسطها و حصه های مساوی و برابر. (ناظم الاطباء). رجوع به قسط شود.
اقساط. [ اِ ] (ع مص ) عدل و داد کردن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). داد کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عدل کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
واژگان فارسی سره واژهدان
بهرهها، بهرگانی، بدهیها