اقترار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقترار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آرام گرفتن . ◄ جای گرفتن آب گشن در زهدان ماده . ◄ سیر شدن ستور. ◄ فربه شدن ستور و بنهایت رسیدن فربهی . ◄ نانخورش ساختن از قراره .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ گرفتن قراره از بن دیگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ به آب خنک غسل آوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ جستن باقی مانده ٔ علف دربطن وادی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).