اقتدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقتدا. [ اِ ت ِ ] (از ع، اِمص ) اقتداء. تقلید و متابعت و پیروی . (ناظم الاطباء). پیروی کردن . ♦ اقتدا داشتن ؛ اقتدا کردن . ♦ اقتدا کردن ؛ پشت سر امام جماعت بجماعت نماز گزاردن . ۩ پیروی کردن : وانگه که بعشق اقتدا کردیم در عالم عشق مقتدا گشتیم . عطار. هر کس سر فقر عرش سا کرد بر شاه محمد اقتدا کرد. واله (از آنندراج ). جست قضا داوری از پی کار جهان عقل بدو اقتدا کرد که این کار اوست . سلمان ساوجی (از آنندراج ). رجوع به اقتداء شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
همگام شدن، به کسی پیوستن