اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | نگویم از فرو فالی که بگذشت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نگویم از فرو فالی که بگذشت چه سود از شرح احوالی که بگذشت چراغی داشتم در سینه خویش فسرد اندر دو صد سالی که بگذشت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نگویم از فرو فالی که بگذشت چه سود از شرح احوالی که بگذشت چراغی داشتم در سینه خویش فسرد اندر دو صد سالی که بگذشت