اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | رخم از درد پنهان زعفرانی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رخم از درد پنهان زعفرانی تراود خون ز چشم ارغوانی سخن اندر گلوی من گره بست تو احوال مرا ناگفته دانی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رخم از درد پنهان زعفرانی تراود خون ز چشم ارغوانی سخن اندر گلوی من گره بست تو احوال مرا ناگفته دانی