اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خنک مردان که سحر او شکستند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خنک مردان که سحر او شکستند به پیمان فرنگی دل نبستند مشو نومید و با خودشنا باش که مردان پیش ازین بودند و هستند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خنک مردان که سحر او شکستند به پیمان فرنگی دل نبستند مشو نومید و با خودشنا باش که مردان پیش ازین بودند و هستند